منوی اصلی
 
تاریخ : چهارشنبه 18 آبان 1390     |     کد : 87
مدیریت

نگرش سیستمی در حیطه مدیریت

نگرش سیستمی در حیطه مدیریت جایگاه ویژه­ای پیدا نموده و طرفداران آن معتقدند که نگرش سیستمی شیوه مؤثری برای وحدت مفاهیم و نظریه­های مدیریت به منظور دستیابی به نظریه­ای جامع است. نگرش سیستمی هستی را در همة صور و اشکال آن زنده یا غیرزنده به مثابة سیستم تلقی می­کند.

سیستم «هیئت یا منظومه­ای از عناصر مرتبط است» کل پیچیده یا منظمی است، منظومه یا ترکیبی از چیزها یا اجزا است که یک کل واحد را به وجود می­آورد.

توالی اصلاحات در تعریف سیستم اهمیت بسیار دارد، چون روابط و کنش­های متقابل بین آنها و میان اجزاء و کل را شامل می­شود، توجه می­کند.

با گذر از انواع سیستم و سطوح آن، به ضرورت تفکر سیستمی می­پردازیم.

مدیرانی که می­خواهند به طور کامل از جزئیات مسایل با خبر شوند، نمی­توانند تصویر روشنی از کل مسایل به دست آورند، آنها اغلب درگیر و قربانی پیچیدگی سیستم می­شوند. همگان باور دارندکه باید قدمی به عقب گذاشت و از بلایا ددور به مسایل نگاه کرد تا مسایل را در مکلیت خود دید.

بزرگترین مزیت تفکر سیستمی آن است که توانایی تشخیص تغییرات پردامنه را از کم دامنه در پیچیده­ترین شرایط در اختیار دارد.

در واقع هنر تفکر سیستمی آن است که مدیر را قادر می­سازد تا از میان انبوه پیچیدگیها به ساختارهای اصلی مسایل دست پیدا کند و قوانین حرکت آنها را شناسایی کند در حین حال تفکر سیستمی به معنای چشم­پوشی از پیچیدگیها نیست، بلکه درست برعکس به معنای چگونگی سازمان­دهی آنهاست، به گونه­ای که بر آنها فایق آمد. جهان امروز، جهان پیچیدگیهای روزافزون است.

چیزی که مدیر هموار، باید به دنبال آن باشد این است که چه مطلبی مهم و چه موضوعی بی­اهمیت است؟

کدام متغیر اصلی و توجه بیشتری را می­طلبد و کدامیک کمتر؟ تفکر سیستمی را، دردش برای کل نگری است. چارچوبی است که تأکید آن بر دریافت روابط پدیده­ها است و نه شناسایی تک­تک آنها. ادارک الگوهای تغییر و تحول است و نه شناختی ایستا .

تفکر سیستمی روشی برای شناخت ساختارهایی است که شرایط و موقعیتهای پیچیده را به وجود
می­آورد. از طریق آن می­توان تغییرات عمده و یا ناچیز را تشخیص داد. بنابراین برای دستیابی به سلامت و رشدمی­بایست در قدم اول، تجدیدبنای فکری و تغییر در نگرش به پدیده­ها و تشویق به تغییر ذهنیت در مدیران (بازانگاری) انجام گردد تا مدیر پدیده­ها را در کل ببیند و انسان را به جای آن که تنها و منفصل مشاهده کند به عنوان بازیگری فعال برای به وجود آوردن آینده خود بداند.

ماهیت تفکر سیستمی :

تغییر نگرش در مشاهده و درک روابط درونی آنها به جای روابط خطی علت و معلولی، شناخت فرآیند تغییر در سیستم به جای اقدام فوری، آغاز تغییر در نگرش و بروز تفکر سیستمی تمرین و ممارست در شناخت مفهوم بازخور در سیستمها است.

مشکلات ناشی از فقدان بکارگیری تفکر سیستمی

بدون داشتن تفکر سیستمی، سازمانها و جوامع دچار مشکلات می­شود. زیرا بدون در نظر گرفتن ساختار و ویژگیهای سیستمی، سیستم رفتار خاص خود را بروز خواهد دادو تعدادی از مشکلات ناشی از فقدان بکارگیری تفکر سیستمی بیان می­شود تا در صورت توجه نکردن به آنها، می­توان از بروز چنین مشکلاتی در تفکر و نگرش خود جلوگیری کرد.

·         مشکلات فعلی نتیجه راه­حلهای گذشته است.

·         عمل بدون تفکر سیستمی، عکس­العملهای نامطلوبتری را از طرف سیستم به وجود می­آورد.

·         رفتارهای مقططعی نتایج نامطلوبی دارد.

·         ·تفکر سیستمی به دنبال راه­حلهای ساده نیست.

·         راه­حل­هایی که تفکر سیستمی نشأت می­گیرد از اصل مشکلات مضرتر می­باشد.

·         ·سعی در رشد سریعتر بدون داشتن تفکر سیستمی، رشدی کندتر را به وجود می­آورد.

·         ·در تفکر سیستمی، تغییرات جزیی و ندریجی ، آثار بزرگ و بلند مدتی را به وجود می­آورد

·         ·در تفکر سیستمی کل نگری حاکم است نه جمع جبری اجزا .

·         ·مشکلات را باید به طور واقعی به خود استناد داد.

لذا با استفاده از تفکر سیستمی و سیستمهای اطلاعاتی مدیریت می­توان کارکرد بهینه را فراهم نمود.



نوشته شده > در   چهارشنبه 18 آبان 1390  ساعت  09:29 ق.ظ   توسط   سهیلا شیخ نجفی
چاپ         ارسال برای دوستان        بازگشت             
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 

لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید